به گزارش شهرآرانیوز؛ «نفرین نوبهاران» نوشته بختیار علی را مریوان حلبچهای به فارسی برگردانده و نشر چشمه در ۲۲۵ صفحه منتشر کرده است. این نویسنده پیشتر با «آخرین انار دنیا» و «غروب پروانه» نشان داده بود قصهگویی چیرهدست است، اما این کتاب یک جور دیگر است. چیزی در آن هست که از همان صفحات اول میفهمید با یک اتفاق ویژه روبهرو هستید.
داستان در کردستان عراق، حدود یک قرن پیش میگذرد؛ زمانی که حکومت وقت با شورشهای کردها دستوپنجه نرم میکند. بستر سیاسی ملتهبی دارد، اما رمان گرفتار شعار و بیانیه نمیشود. در عوض، از دل یک ماجرای کاملاً شخصی، جهانی را پیش چشممان میگسترد. شخصیت اصلی، ارباب کامیل، یک خان کرد است که روزی بهطور اتفاقی، دوربین عکاسی میخرد. همین شیء کوچک، مثل سنگی در برکه، موجهایی میآفریند که تا دورترین آبادیها میرسد. کامیل با دوربینش راه میافتد در روستاها و از طبیعت و آدمها عکس میگیرد. این بخشهای کتاب شاعرانه و سرخوش است؛ انگار تاریخ و خشونت برای لحظاتی عقب نشستهاند.
اما نقطه عطف از جایی شروع میشود که کامیل با زنی به نام گیلاس نوبهاران روبهرو میشود، از او عکس میگیرد و به او دل میبازد. ازدواج میکنند، اما گیلاس بعد از مدتی دچار بیماری عجیبی میشود و تا آستانه مرگ میرود. کامیل که فکر میکند دیگر زمانی برایشان باقی نمانده، شبی که گیلاس در بستر، بیهوش افتاده، دست به کاری میزند که تمام رشتههای بعدی داستان را میتند. هدفش فقط حفظ یک خاطره است، غافل از اینکه همین تصمیم، بذر ماجراهایی را میکارد که سالها بعد جوانه میزند. گیلاس جان سالم به در میبرد و هیچکس از آن شب خبر ندارد، تا اینکه روزی کامیل متوجه میشود چیزی از گنجه شخصیاش ناپدید شده. همانجاست که «نفرین» قصه آغاز میشود و خواننده همراه با کامیل در دل دلهرهای عمیق فرو میرود.
اینجاست که قدرت بختیار علی به عنوان یک قصهگو آشکار میشود. او از دل این گمشده، جهانی از شخصیتها و انگیزهها میسازد. پرسشی که در ذهن خواننده میچرخد این است: «یک راز خصوصی چقدر میتواند ویرانگر باشد؟» و رمان با ظرافت نشان میدهد که چگونه یک امر شخصی میتواند بدل به فاجعهای جمعی شود. شخصیتهای داستان هرکدام به شکلی متفاوت با این ماجرا مواجه میشوند؛ از آنهایی که از ترس آبرو پا روی شرافت میگذارند تا کسانی که برای غرورشان تا پای جان میایستد. همین تکثر نگاههاست که کتاب را به آزمایشگاه انسانشناسی بدل میکند.
نقطه قوت کتاب، شخصیتپردازی آن است. خبری از آدمهای تکبعدی و قهرمانهای بیعیبونقص نیست. شخصیتها باورپذیرند، انگیزههای پیچیدهای دارند و در طول داستان رنگ عوض میکنند. آدمهایی میبینی که نقاب میزنند، فرو میریزند و گاهی از دل ویرانههای اخلاقیشان قد راست میکنند. هیچکس کاملاً سفید یا کاملاً سیاه نیست و همین است که رمان را از یک قصه سرگرمکننده فراتر میبرد. تاریخ هم در پسزمینه جریان دارد. شورش کردها علیه حکومت مرکزی، فضایی از بیاعتمادی و خشونت ساخته که هر کنش شخصی را میتواند به بحرانی بزرگ بدل کند. نویسنده بدون آنکه مستقیماً تاریخ را روایت کند، آن را در تاروپود زندگی شخصیتها حل میکند.
و، اما زبان روایت و ترجمه مریوان حلبچهای روان، یکدست و شاعرانه است. جملهها جان دارند و ریتمشان چنان است که وقتی در دل ماجرا میافتید، نمیگذارد کتاب را زمین بگذارید. کلمات تصادفی انتخاب نشدهاند؛ هر واژه باری از معنا حمل میکند و در جای دقیق خودش نشسته. همین دقت، گوشههای مختلف قصه را چنان محکم به هم چفت میکند که از مهارت نویسنده و تجربه مترجم انگشت به دهان میمانی. ساختار کتاب نیز خطی و سرراست نیست. قصههایی در دل قصه اصلی جوانه میزنند و هر شخصیتی که وارد ماجرا میشود، دنیایی از خاطرات با خود میآورد. این شاخهها حوصلهسربر نیستند؛ مثل تکههای پازلی عمل میکنند که وقتی تصویر نهایی را میبینید، تازه میفهمید چه شاهکاری پیش چشمانت شکل گرفته است.
یکی از مهمترین عواملی که «نفرین نوبهاران» را به تجربهای خاص تبدیل میکند، تعلق آن به ژانر رئالیسم جادویی است. بختیار علی به شکلی بومی و عمیق، از این تکنیک برای روایت تاریخ و فرهنگ کردی استفاده میکند، بیآنکه به تقلید از نمونههای مشهور تن بدهد. در فضای داستان، مرز میان واقعیت و رؤیا چنان بهظرافت محو میشود که خواننده بدون هیچ مقاومتی آن را میپذیرد. این ویژگی کمک میکند استعارهها از سطح کلمات فراتر بروند و به نیروهایی واقعی در سرنوشت شخصیتها تبدیل شوند. در عمیقترین لایه خود، رمان به رابطه میان تصویر، حقیقت و قدرت میپردازد و پرسشی مدرن در دل داستانی که یک قرن پیش میگذرد مطرح میکند: آنچه نیت اولیهاش حفظ یک یادگار خصوصی بوده، چطور معناهای تازه پیدا میکند و به ابزاری در دست صاحبان قدرت بدل میشود؟ این تنش میان امر خصوصی و عمومی در سراسر کتاب جریان دارد و همین باعث میشود «نفرین نوبهاران» با وجود بستر تاریخیاش، داستانی بهغایت معاصر باشد.
«نفرین نوبهاران» چیزی فراتر از یک رمان خوب است. ما بهعنوان خواننده فارسیزبان، با منطقهای همسایه و فرهنگی خویشاوند روبهرو هستیم که شاید در اخبار روزمره چیزهایی درباره جامعه و سیاستش شنیده باشیم، اما کمتر فرصت کردهایم از دریچه ادبیات، عمق مردمان و زیباییاش را حس کنیم. بختیار علی ما را مهمان جهانی میکند هم غریب و هم آشنا، غریب بهخاطر آداب و تاریخ خاصش و آشنا، چون درنهایت از عشق، خیانت، ترس و غرور میگوید. همان چیزهایی که همه میشناسیم.
منبع: ایبنا